محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
424
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شعر نه بينى چو از دشمنى ، هيچ سود * در دوستى را ببايد گشود چو كارى نرفت از عداوت به پيش * مكن در ره دشمنى سعى بيش بسا كس كه از دشمنى سر فراخت * كه در دشمنى ، هيچ كارى نساخت بسا كار مشكل كه از دشمنى * ميسر نگردد كه آسان كنى بجز دوستى چارهء كار نيست * كه در دوستى كار دشوار نيست و اين تدبير ، مطابق رأى همگنان افتاده مجموع برين مقدمهء عقيمه قرار دادند و عبد المؤمن به اين تقريب در مقام خصوصيت و مداهنه آمده اين رقعهء غريب را بخامهء فريب ، به خط خود در سلك انشا كشيده ارسال گردانيد و موصل كتابت و پيغام ، در چمن بسطام ، اين مكتوب خصوصيت اسلوب را بشرف مطالعهء اركان دولت مستدام رسانيدند . نامهء عبد المؤمن سلطان نظم « جدت ورق زمانه از ظلم بشست * عدل پدرت شكستها كرد درست اى بر تو قباى سلطنت آمده چست * هان تا چه كنى كه نوبت دولت تست مخفى نماند كه دارندهء كتابت شريف ، در نيشابور بملازمت رسيده [ 234 ] بود [ او با امراء به هرات فرستاده شده بود ] « 1 » از آن ممر چند روز تأخير يافت . غرض به هرات فرستادن آن بود كه احوال و اوضاع آنجا را مشاهده نموده در محل كورنش بعرض رساند ، تا يقين آن سلطنت دستگاه مىبوده باشد كه چند روزى اگر در مشهد مقدس توقف افتد ، آن مردم در هرات سامان و سرانجام ضرورى حسب المدعا خواهند نمود و چون ما در اينجا ستادهايم ، مردم دل قوى دارند و
--> ( 1 ) - د : او را بامراى هرات فرستاده شده بود